عصر جمعه

عصرهای جمعه نزدیک غروب که می شد ، جا نماز پهن میکرد و نماز می خواند .

آن وقت که نصف قرص خورشید پنهان میشد ، برای همه دعا می کرد .

از پدرش شنیده بود "هر مسلمانی در این ساعات حاجت خیری از خدا بخواهد ، برآورده می شود " .

 

الّلهمَّ صلِّ على محمَّد وآل محمَّد وعَجِّل ْفَرَجَهُم

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پدرام

اللهم صل علی محمد و آل محمد (بهترین نظر ممکن)

پدرام

لازم میدونم به خاطر لطفی که کردین و به وبلاگ خودتون هم آمدین و خبرمان کردید از شما تشکر کنم!پس با تشکر

جامعه شناس مسلمان

سلام بر شما. ببخشید که دیر اومدم خدمتتون. ...... ... متن زیبایی نوشتید. همیشه یه استرسی که داشتم این بود که مسلمان یعنی چه و آیا من مسلمان هستم یا نه؟ آیا منظور این جمله مسلمانی به اون حد از عالیش هست یا چیز دیگه منظورشه.... موقعی که این متن ها رو میخونم ته دلم ناراحت میشم بابت اینکه چه جور دعا کنم و چی بگم..... حاصلش فقط اعصاب خرده علتش دوری از خدا است.... .

Aa

سلام بهار عزیزم.... خوبی؟ خیلی آرامش دهنده بود پست ات... برام دعا کن خانومی!

قاسم

هــــــــــــــــــــــــــدهــــــــــــــــــــــــــد20 !

ديوونگي

در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبتها و دوستیها را بر قلبشان برافراشتند همیشه به یاد می مانند .[گل]

جلیل

سلام دوست عزیز خوبی خوش هستی انشاالله هر چی حاجت داری به حق اقا امام زمان براورده بشه .طرف ماهم دیگه نمیای ماوقت نمیکنیم شما بیا خوشحال میشیم.التماس دعا[گل]

مهرانا

خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش “دوستان مرا از یاد نبرند . . .” --------------------------------- سلام دوست خوبم... به روزم!!!!

زهرا

سلام خوشحال میشم بیای به وبم

پدرام

با سلام خدمت مدیریت وبلاگ بهارمن مطلب عصر جمعه ی شما را خواندیم و از نثر هنری آن لذت بردیم در صورت تمایل به وبلاگ ما هم قدم رنجه کنید و از امکانات آن استفاده نمایید با تشکر فراوان[گل]