تکرار یک پست

یادمه بچگی هام وقتی میرفتم بهشت زهرا سعی میکردم پام رو قبرا نره ......
تا رو یکی شون میرفت جیگرم آتیش میگرفت چشامو میبستم و توی دلم براش صلوات میفرستادم ......
چند سال گذشت من بزرگتر ...... مرده ها بیشتر ......قدیمی ها پوسیده تر و جدیدی ها با سنگ شکیل تر!!!
نمیدونم امروز روی چند تا قبر پام رفت ...... یا برای چند تا شون یادم رفت صلوات بفرستم، اما راستش یه چیزی فهمیدم: ما که دلمون نمیومد حتی روی مرده ها پا بزاریم این روزها چقدر راحت روی زنده ها و احساسشون پا میزاریم ......
کاش همون بچه می موندیم!!!
/ 94 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

سلام ولی من هنوز اینطوری هستم،،،،پا رو قبر نمیذارم خدایا منو لحظه ای به خودم وامگذار که پا رو زنده ها بذارم[دلشکسته]

حمید

نازم به ناز دو چشمان نازت که به نازنین ترین نازش مینازند[قلب]*ممنون میشم به منم یه سری بزنین*باتشکر[گل]

آمون

این تجربه تقریبا در همه بچه ها مشترکه.این هراس از پا گذاشتن روی سنگ قبرها. این روزا دل خیلیا سنگی شده.مراقب قدم هات باش

mm

قدر لحظات زندگیمونو بدونیم شاد باشیم

مهسان

سلام عزیزم ببخشید من از 3 شنبه تاحالا دسترسی به نت نداشتم و پیغامتون االان تایید شد، فقط جزء 16 را یکی دیگه از دوستان هم تقاضا داشته بودند که به نام هردوتون ثبت شد، اگه اشکالی نداشته باشه ازتون ممنونم و امیدوارم خدا بهترین ها را براتون مقدر کنه [قلب] ثبت میشه ، اخه تاییدش نمیومد منم فکر کردم کلا نمیاد[نیشخند] چقدر متن زیبا بود، دقیقا منم همینطور بودم اما حالا گاهی رعایت نمیشه [ناراحت]

mm

اپم کجایی نیستی

منتظران ظهور

چیست این دل شوره های بیکران پشت کاشی های سبز جمکران کشتی امید در گل تا به کی؟ بانگ اللهم عجل تا به کی؟ تا به کی از داغ هجران تو صبر جلوه کن ای آفتاب پشت ابر ختم صلوات این هفته فراموش نشود [گل]

فاطمه ی خدا

سلام خیلی جالب بود.نگاهت رو دوست داشتم.موفق باشی[لبخند]

دامون

مرحبا پست بسيار عميقي بود

hamid

ای ول بابا عجب مطلبه فیلسوفانه ای.